دلتنگی بابا (1 )
به نامت آغاز می کنم که بخشنده ومهربانی
سلام دخترم
خوبی بابا؟
اول از هر چیزی از خاله نازی بابات این عکست که برای تو ارسال کرده تشکر می کنم

شش روز است که با تمام وجودم دلتنگت هستم
دلم برای اون نگاه های قشنگت تنگ شده بابا
احساس می کنم هر زمان که از تو دور می شوم عصبی و بی قرار هستم
دلخوشی من اینه که تماس بگیرم به مامان هاجر به این امید که صدای تو رو بشنوم
دخترم
در آغوش کشیدن لباس تنت و تشک خوابت که هنوز بوی تنت را در خود پنهان کردند ، تنها
دلخوشی این روزهای سخت و دشوار است. با تمام وجودم تنفسشون می کنم
تنفس می کنم که توان تحمل این دوری رو داشته باشم.
خیلی سخته بابا خیلی سخت
با خودم خیلی درگیرم از اینکه تو رو از خودم دور می کنم .بعضی وقتها حتی با خودم هم
قهر می کنم
منو ببخش سوفیا
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


دلتنگی بابا (1 )
